الشيخ رسول جعفريان
207
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
امام در برابر اين نامه چه مىتوانست بكند ؟ او تا مسلم را نفرستاده بود اطمينان كافى نداشت ، امّا اكنون نامهء نمايندهاش رسيده بود كه بهترين دليل بر بيعت مردم كوفه با امام عليه السّلام بود . از اين رو در برابر اعتراض ابن عباس در آخرين مرحله ، امام به او فرمود : من مىدانم كه تو اهل نصيحت كردن هستى ، امّا « و لكن مسلم بن عقيل كتب إلىّ به اجتماع أهل المصر على بيعتى و نصرتى و قد أجمعت على المسير اليه » « 1 » ، مسلم به من نامه نوشته كه مردم بر بيعت و يارى من اجتماع كرده و من نيز تصميم به رفتن گرفتهام . در روايت ديگرى آمده كه مسلم به امام نوشته بود : « و الناس كلّهم معك ليس لهم فى آل معاويه رأى و لا هوى » . « 2 » يعنى مردم همگى با تو هستند و تمايل و علاقهاى به آل معاويه ندارند . اين چيزى بود كه مسلم به چشم خود ديده و با اطمينان كامل آن را گزارش كرده بود . او بىعلاقگى مردم كوفه را به معاويه و گرايش آنان را به آل على عليه السّلام ديده و يقين كرده بود ، امّا آمدن ابن زياد و سايهء استبدادى حكومتش ، جريان را عوض كرد . تهديد كوفه براى بنى اميّه ، جدّى تلقى شد . جاسوسان در نامهاى براى يزيد نوشتند : « قد بايع مسلم الترابية » . « 3 » يعنى ترابيه - كه نامى براى شيعه به مناسبت نام ابو تراب براى على عليه السّلام بود - با مسلم بيعت كرده و از او خواستهاند تا زودتر به فرياد كوفه برسد . فرستادن عبيد الله به همين دليل بود ، چون براى آنها مسلّم شده بود كه اگر دير بجنبند ، كوفه از دست خواهد رفت . بخصوص كه نعمان بن بشير علاوه بر بىتفاوتى بنا به نقلى ، گفته بود : « لابن بنت رسول الله أحبّ إلينا من ابن بجدل » . « 4 » فرزند رسول اللّه براى ما دوستداشتنىتر از فرزند ابن بجدل « 5 » است . ابن اعثم نقل كرده كه در جريان آمدن مسلم به كوفه ، نعمان تنها در قصر مانده بود . كسى در نماز جمعه حاضر نمىشد و خراج نيز به دو پرداخت نمىكردند . هر كس را فرا مىخواند ، اجابت نمىكرد و هر چه فرمان مىداد ، متابعت نمىكردند . « 6 » اينها شواهدى است بر اين كه تا قبل از آمدن ابن زياد ، مشكل كوفه براى بنى اميّه جدّى بوده است . بنابراين مناسب بود كه امام حسين عليه السّلام راهى كوفه شود .
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، صص 54 ، 55 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 281 ( 3 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 60 ( 4 ) . الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 5 ( 5 ) . ابن بجدل اشاره به يزيد است . ( 6 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 48